بلمه [ bolme ]بالفتح،انبوه ريش،ليكن بدين معنى بامه نيز گذشت،و هر دو لغت صحيح يا يكى تصحيف است،و اللّه اعلم. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص338) 
به فتح اول و ميم و سكون ثانى ريش انبوه و دراز را گويند و به اين معنى به ضم اول هم آمده است و مردم ريش دراز را هم گفتهاند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص158) 
بمعنى ريش دراز و انبوه ضدّ كوسه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص186) 
- [بلام و ميم. بوزن بسته] همان بامۀ مذكور يعنى دراز ريش. مثالش ركن الدين بكرانى فرمايد: بيت گر نه ابله بود چه خواهد بود بلمه ريش دراز رستائى و مولوى معنوى نيز فرمايد: بيت بلمهاى، هان تا در نگيرى ريش كوسه در نبرد هندوئى، تركى مياموز آن ملك تمغاج را 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص204) 
[اسم][فارسی]موى انبوه و دراز.و پايه و زينه و نردبان. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
[اسم][فارسی]مردم ريش دراز. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص640) 
درازريش بود.سوزنى گويد: لنگ عكاك من اى بلمۀ پيوسته برو#مغ مفلوج زده بر زنخت اخ و تفو 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص82) 
بلمه (صفت) مردم ريشدراز. درازريش. ريشو. لحيانى. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
(اسم) ريش انبوه و دراز. بامه. ضد كوسه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص457) 
بلمه ريش (صفت مرکب) ريشو. ريشدراز. آنكه ريشش دراز و انبوه است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص457) 
[صفت][فارسی] دراز ريش. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص640) 